به گزارش ملل پرس، اکبر بیاتی عضو تحریریه سرویس سیاسی ایسنا در یادداشتی با اشاره به سخنان ضدایرانی مارکو روبیو در سفر اخیر به آتن، نوشت:
«ایران و تاریخ سراسر آشوب آن، هیچگاه از جلوی چشمان نهتنها ایرانیان که جهانیان، کنار نخواهد رفت؛ این سرزمین آنقدر مهم است و ارزش استراتژیک دارد که یک چهره تندروی سیاسی از آن سوی دنیا بیاید و در یونان خودی نشان دهد و با اشاره به تاریخ ایران، روایتی مخدوش و کمیک از آن ارائه کند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز ۷ اکتبر ۲۰۲۶ در سخنرانی خود در آتن، در حالی به خشایارشا پادشاه دو هزار سال پیش ایران و نیز فرهنگ و تمدن ایرانیان تاخت که قراردادهای تسلیحاتی میلیاردی با یونانیها امضا کرده بود و این شائبه وجود دارد برای دلخوشی یونانیها تاریخ را طوری بیان کرده که آنان خوششان بیاید.
روبیو در سخنان خود با اشاره به حمله خشایارشا، پادشاه هخامنشی به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، مدعی شد سپاه ایران باستان وقتی به آتن رسید، نیایشگاههای آن را به آتش کشید و آکروپولیس را ویران کرد. و اینجا بود که روبیو برخلاف ژستهای مدرن سایر مقامات آمریکایی، به نزاع قدیمی غرب و شرق عالم باستان برگشت و با یادآوری مقاومت گروهی از آتنیها در برابر سپاه ایران، این رویداد تاریخی را بهانهای برای تأکید بر ضرورت دفاع از تمدن غرب قرار داد. او با پیونددادن میراث یونان باستان به سیاستهای دولت دونالد ترامپ، بر ملیگرایی، وفاداری به کشور، تقویت قدرت نظامی و مقابله با آنچه تهدیدهای پیشروی غرب خواند، تأکید کرد. روبیو همچنین خواستار تقویت اتحاد آمریکا و اروپا شد و گفت کشورهای غربی باید با تکیه بر منافع ملی و هویت تمدنی خود، برای حفظ جایگاه جهانیشان تلاش کنند. این سخنرانی در حالی ایراد شد که استفاده از تاریخ ایران و یونان باستان در روایت سیاسی وزیر خارجه آمریکا، بُعدی فراتر از یک یادآوری تاریخی به آن بخشیده بود.
چرا خشایارشا به آتن لشکر کشید؟
این سخنان بهانهای است که به گذشته های دور برویم و ببینیم خشایارشا چرا به یونان یورش برد و آکروپولیس را در آتن به آتش کشید. از منظر تاریخی، لشکرکشی خشایارشا به یونان و حمله او به آتن دلایل متعددی داشت. داستان از انجا آغاز شد که آتنیها در اتحاد با برخی اقوام دیگر به سارد که ساتراپی یا به عبارتی یکی از ایالات امپراطوری وسیع پارس بود حمله و آنجا را غارت کردند. این واقعه در زمان داریوش اول، پدر خشایارشا اتفاق افتاده بود و به همین دلیل ایرانیان یک بار در زمان داریوش به آتش لشکر کشیدند اما در جنگ معروف ماراتن ناکام ماندند بعد از مرگ داریوش خشایارشا بر آن شد که کار ناتمام پدر در انتقام از آتن را تمام کند و بر این اساس به آتن لشکر و با تصرف این شهر آن را به آتش کشید.
البته ماجرا فقط این نیست خشایارشا سومین پادشاه هخامنشی است به عبارتی این سلسله هنوز در مسیر رشد سلسله پادشاهی و گسترش وسعت سرزمینی بود و طبعا حمله به آتن در راستای گسترش قلمرو هم قابل ارزیابی است.
آیا کاری که خشایارشا در آتن کرد جنایت بود؟
طبیعی است که رفتار خشایارشا را باید در چارچوب زمانی خود ببینیم و این منطقی نیست با روشهای حقوق بشری امروز به آن وقایع نگاه کنیم. بهعبارتی باید پرسید آیا رفتار شاه ایران در آن زمان شباهتی با رفتار سایر شاهان هم عصر خود دارد؟ البته این نکته را باید یادآوری کنیم که خشایارشا به دلیل برخی رفتارها مثل حمله به آکروپلیس و جنایاتی که آنجا مرتکب شد مثل پدرش داریوش و کوروش کبیر در تاریخ خوشنام نیست و این یک واقعیت است. هر چند که تصویر ارائه شده از رفتارهای خشایارشا بیشتر توسط مورخینی مانند هردوت یونانی ارائه شده که قضاوت دقیق وعادلانهای از این پادشاه بزرگ نداشتهاند. به سوال خود برگردیم و اینکه آیا کاری که خشایارشا در آتن کرد مشابهی در تاریخ همعصر خود دارد؟
تاریخ نشان میدهد چنین رفتارهایی منحصر به پادشاهان هخامنشی نبود. بهعنوان مثال امپراتوری آشور در جریان لشکرکشیهای خود، شهرهای شورشی را ویران میکرد و جمعیتهایی را به اجبار جابهجا میساخت. حتی دولتشهرهای یونانی نیز در جنگهای میان خود، گاه شهرهای شکستخورده را تصرف و ویران میکردند و با ساکنان آنها برخوردهای خشونتآمیز داشتند. قرنها بعد نیز اسکندر مقدونی که اروپاییها دوست ندارند درباره جنایات او سخنی گفته شود، در جریان لشکرکشیهای خود به ایران، شهرها و مراکز مهم هخامنشی را تصرف کرد و آتشسوزی کاخهای تخت جمشید به یکی از رویدادهای بحثبرانگیز تاریخ آن دوره تبدیل شد. این نمونهها نشان میدهد جنگ، فتح و تخریب مراکز قدرت، بخشی از تاریخ سیاسی و نظامی جهان باستان بوده است.
بنابراین اگر قرار است از حمله خشایارشا به آتن برای تحلیل مناسبات سیاسی امروز استفاده شود، نمیتوان این رویداد را جدا از شرایط زمانه و رفتار دیگر قدرتهای تاریخی بررسی کرد. استفاده گزینشی از یک واقعه باستانی برای ترسیم تقابل میان تمدن ایران و تمدن غرب، بدون توجه به جنگها و ویرانیهایی که قدرتهای مختلف در طول تاریخ رقم زدهاند، تصویری ناقص از گذشته ارائه میدهد. ضمن این که اقدامات یک پادشاه هخامنشی نیز نمیتواند مبنایی برای داوری یکسان درباره ایران و ایرانیان در روزگار کنونی قرار گیرد.
در تاریخ آتنیها مظلوم تر بودند یا ساکنان بومی آمریکا؟
شاید مقایسه بین کاری که خشایارشا در آکروپلیس و آتن کرد و کاری که پدربزرگهای حاکمان فعلی آمریکا با سرخپوستان و بومیان و حتی بردگان سیاهپوست در آمریکا کردند درست نباشد اما وقتی روبیو برای حمله به ایران امروز به ۲ هزار سال قبل و رفتار یک پادشاه در آن زمان برمیگردد و روایتی مخدوش ارائه میدهد باید در پاسخ به او گفت پدربزرگهای امثال روبیو نه دو هزار سال قبل که همین صد سال پیش جنایاتی کردهاند که روی جنایتکاران تمام تاریخ را سفید کرده است.
تاریخ شکلگیری ایالات متحده آمریکا با مجموعهای از جنگها، کشتارها، کوچ اجباری و تصرف سرزمینهای بومیان آمریکا گره خورده است و دولت آمریکا در دورههای مختلف، نهفقط در برابر سرخپوستان یا بومیان آمریکا مرتکب خشونت شده، بلکه با تصویب قوانین و اجرای سیاستهای رسمی، به از دست رفتن سرزمین و استقلال بسیاری از ملتهای بومی کمک کرده است.
نمیخواهیم به جزئیات جنایاتی که آمریکای دو قرن پیش با سرخپوستان و سایر اقوام کرد اشاره کنیم اما خوب است به «ماجرای کوچ اجباری سرخپوستان در دوره ریاستجمهوری اندرو جکسون»، «کشتار سند کریک در سال ۱۸۶۴»، «کشتار ووندد نی در سال ۱۸۹۰» پرداخت. این جنایات فقط رفتار سربازان یا خشونت چند فرمانده نبود. قانونگذاری، سیاست زمین، پیمانهای نابرابر، کوچ اجباری و عملیات نظامی، همگی در گسترش قلمرو دولت آمریکا نقش داشتند. درست است که تاریخ آمریکا هم یکدست نبود: برخی مقامها و شهروندان با این سیاستها مخالفت کردند، کشتار سند کریک موضوع تحقیقات و محکومیت رسمی قرار گرفت و ملتهای بومی نیز در برابر تصرف سرزمینهایشان مقاومت کردند.
بنابراین اگر مارکو روبیو از حمله خشایارشا به آتن برای ساختن روایتی درباره تقابل تمدنها استفاده کند، میتوان از او پرسید آیا همین معیار را درباره تاریخ کشور خودش نیز به کار میگیرد؟ آیا تصرف سرزمینهای بومیان، کوچ اجباری آنان و کشتارهایی چون سند کریک و ووندد نی نیز در ارزیابی او از تاریخ سیاسی آمریکا جایگاهی دارند؟
در واقع گزینش یکسویه تاریخ، تبدیل یک رویداد باستانی به ابزار تقابل تمدنی امروز و نادیده گرفتن پیچیدگی تاریخ خود قدرتهای غربی از خطاهای روبیو است. نمیتوان از یک واقعه باستانی مثل حمله پادشاه ایرانی به آتن نتیجه گرفت که ایران و ایرانیان در همه دورههای تاریخ در برابر تمدن غرب قرار داشتهاند یا نزاع سیاسی امروز آمریکا با ایران ادامه همان جنگ باستانی است.
اگر قرار است آتشزدن آکروپولیس بهعنوان نشانهای از رفتار خشایارشا مطرح شود، بررسی منصفانه تاریخ اقتضا میکند رفتار دیگر قدرتها نیز از قلم نیفتد. استعمار اروپایی در قاره آمریکا با تصرف سرزمینهای بومیان، کوچ اجباری، بهرهکشی و خشونت گسترده همراه شد. برای نمونه، موزه ملی تاریخ آمریکا در مؤسسه اسمیتسونین مستند کرده است که قانون جابهجایی سرخپوستان آمریکا در سال ۱۸۳۰ به اخراج اجباری بومیان از سرزمینهای اجدادیشان کمک کرد.
حتی اگر درباره تصمیم خشایارشا و تخریب بناهای آتن داوری انتقادی داشته باشیم، چه ارتباط منطقی و تاریخی میان آن رویداد و دشمنی امروز آمریکا با ایران وجود دارد؟ درواقع نقد مستدل به روبیو این نیست که چرا از حمله خشایارشا به آتن سخن گفته است؛ آن واقعه بخشی از تاریخ و البته مرتبط با دورانی است که کشوری به نام آمریکا هم وجود نداشته و انکار آن نمیز کمکی به فهم گذشته نمیکند. نقد اصلی این است که چرا یک واقعه تاریخی را در خدمت روایتی قرار میدهد که ممکن است مرز میان منازعات قدرت در جهان باستان و اختلافات سیاسی امروز را مخدوش کند.
تاریخ زمانی به شناخت بهتر جهان کمک میکند که با معیارهای یکسان، در زمینه کامل خود و بدون تعمیم رفتار یک فرمانروا به یک ملت در روزگار کنونی بررسی شود.»
- منبع خبر : ایسنا تبریز






















































