گره کور ربع پهلوی!
جامعه ایرانی امروزه در میان یک فشار معیشتی و یک جنگ شناختی گرفتار شده است و جریانی از رسانه های فارسی زبان این ذهنیت را القا میکنند که نظام جمهوری اسلامی توانایی حل مشکلات معیشتی و سامان دادن به مسائل مردم را ندارد و بدین ترتیب زمینه را برای شکل گیری نوعی نوستالژی تطهیر کننده نسبت به گذشته فراهم میکند. رسانه های فارسی زبان با کمک شبکه سایبری فعال در فضای مجازی دوران پهلوی را به بهشتی گمشده ای از رفاه، ارزانی و اقتدار تشبیه میکنند؛ اما از سوی دیگر وقتی با کارنامه مدعیان فعلی سلطنت مواجه میشویم انبوهی از تناقضات و پرسش هایی بی پاسخ در ذهنمان ایجاد میشود.
پهلوی نابودگر کشاورزی ایران
پیرمرد، هر صبح پیش از آنکه آفتاب کامل بالا بیاید، به زمینهای روبهرو خیره میشود؛ زمینهایی که دیگر مال او نیست، اما خاطرهاش هنوز در شیارهای خشکیدهشان نفس میکشد. میگوید: «اینجا روزی زندگی بود، نه فقط خاک.» دستهایش را باز میکند؛ دستهایی که عمری بذر پاشیدند، اما سهمشان از «اصلاحات» فقط بیکاری شد.
قدرتخواهی تا مرگِ ملت
اظهارات اخیر رضا ربع پهلوی، بار دیگر پرده از شکافی عمیق میان ادعاهای رسانهای اپوزیسیون خارجنشین و واقعیت شخصیتی و میدانی آنان برداشت؛ جایی که «قدرتطلبی» نهتنها از مردم جدا میشود، بلکه حیات و امنیت ملت ایران را نیز به ابزاری برای تحقق رؤیای سلطنت تبدیل میکند.
واردات پزشک، بحران سلامت و شکست نمایش پهلوی
اسناد رسمی وزارت بهداری در دهه ۱۳۴۰ و گزارشهای ثبتشده در سازمان برنامه و بودجه، پرده از بحرانی برمیدارند که محصول سوءمدیریت و نگاه وابسته رژیم پهلوی بود.
زنگزور و آرارات؛ تاریخ هشدار میدهد، ایران نباید دوباره زمین بدهد
واگذاری آرارات، یکی از سیاهترین لحظههای تاریخ معاصر ایران است؛ لحظهای که بدون شلیک حتی یک گلوله، بخشی از قدرت جغرافیایی کشور دودستی تقدیم شد. آرارات، نه صرفاً یک ارتفاع مرزی، بلکه گره راهبردی اتصال ایران به قفقاز و آناتولی بود. دولت رضاخان، در اسارت توهم «ثبات از مسیر عقبنشینی»، این نقطه حیاتی را قربانی سیاست رضایتسازی برای همسایگان و حامیان خارجی کرد.
زن در قاب سینمای پهلوی: ابزار، نه انسان
سینمای موسوم به «فارسی» در دهههای پایانی حکومت پهلوی، تصویری از زن ارائه میکرد که بیش از هر چیز ابزار فروش و تحریک بود، نه انسانِ صاحب هویت و هنرمند. این نگاه نه تحلیل امروز، بلکه اعتراف خود بازیگران زن آن دوران است؛ سخنانی که در مطبوعات رسمی رژیم پهلوی منتشر شد و امروز بهمثابه سندی آشکار، واقعیت تلخ سینمای فارسی را نشان میدهد.
پیوند نامبارک پهلوی و رجوی!
منتقدان ربع پهلوی؛ ارتباط یا همسویی مواضع تهمانده رژیم سابق با سازمان مجاهدین خلق را نشانهای از تقدم ملاحظات سیاسی شخصی بر حساسیتهای امنیتی و اجتماعی جامعه ایرانی ارزیابی میکنند.
پهلوی بدون روتوش!
رسانههای غربی به جای بازتاب حقیقت تاریخ، در تلاشند تا تصویر ایدهآلی از رژیمی غیرمردمی، دستنشانده و فاسد ارائه دهند که در خدمت منافع استکباری غرب قرار داشت.
خیانت؛ میراث فراریهاست
خیانت، پدیدهای مقطعی و وابسته به یک نام و یک نسل نیست؛ یک خط ممتد تاریخی است که هر جا پای «بیگانه» وسط آمده، مهر امضایش پای آن خورده است.






















