خیانت فراموشنشدنی رژیم پهلوی!
واگذاری بحرین در سالهای پایانی دهه ۱۳۴۰ را میتوان یکی از مناقشهبرانگیزترین تصمیمات سیاست خارجی در دوره پهلوی دوم دانست؛ تصمیمی که بهعنوان نمادی از خیانت رژیم پهلوی شناخته میشود.
نفرت ابدی آذربایجان از پهلوی
نفرت مردم آذربایجان به ویژه تبریزیها نسبت به رژیم پهلوی نه محصول یک رویداد منفرد، بلکه حاصل تلاقی حذف هویتی، اقتدار سیاسی، امنیتیسازی و تمرکزگرایی ساختاری بود.
خیانت؛ میراث فراریهاست
خیانت، پدیدهای مقطعی و وابسته به یک نام و یک نسل نیست؛ یک خط ممتد تاریخی است که هر جا پای «بیگانه» وسط آمده، مهر امضایش پای آن خورده است.
سفیدنمایی از دوران سیاه پهلوی
علی رضا قلی در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی می نویسد: آغاز سلطنت پهلوی به چند اعتبار نقطه عطفی در تاریخ ایران است. از جهت سیاسی نهایت ذلت ایران را می رساند که برای اولین بار در برخورد با جامعه صنعتی غرب به چنان ضعفی دچار شده که شاهش را نیز بیگانه تحمیل می کند دیگر اینکه از نظر فرهنگی ایران شکل برنامه ریزی شده ای را برای قبول تجدد به جای «تمدن می پذیرد. سوم اینکه از نظر اقتصادی با برنامه ای مشخص جزو اقمار کشورهای صنعتی و تهیه کننده مواد خام و مصرف کننده کالای صنعتی در می آید که در نتیجه می بایستی الگوی مصرف ایران و ذائقه ایرانی تغییر کند.
طبل توخالی به نام پهلویها
در تاریخ ایران پادشاهان و حکمرانان زیادی فرمانروایی کرده و آثار مثبت و منفی زیادی را در هر زمینهای از خود به یادگار گذاشته و از بین رفته اند ولی نام یک سلسله ناقص و بی اثر در این تاریخ بیش از آن که مثبت باشد، بسیارمنفی است.
پهلوی و بمب خانگی
در سالهایی که هنوز هم از آنها با عناوینی پرطمطراق چون «دوران طلایی توسعه» و «رفاه پیش از انقلاب» یاد میشود، زندگی روزمره بخش قابل توجهی از مردم ایران، به انتظار برای رسیدن یک کپسول گاز گره خورده بود؛ انتظاری فرساینده، پرخطر و تحقیرآمیز که کمتر نشانی از رفاه در آن دیده میشد.
رفراندوم خیابانی علیه پهلوی
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد پروژه «آلترناتیوسازی» برای رضا پهلوی، وارد فاز نهایی و پرریسک خود شده است؛ فازی که در آن، وابستگی امنیتی به دشمن خارجی دیگر پنهان نمیشود، بلکه علنی و مطالبهمحور مطرح میگردد. درخواست برای حمله رژیم صهیونیستی به ایران، نه یک خطای محاسباتی، بلکه خروجی طبیعی یک سناریوی شکستخورده است که از ابتدا بر «فشار بیرونی» و «بیثباتسازی درونی» بنا شده بود.
وقتی خاک را بخشیدند
برخی نامها در تاریخ، فقط یک اسم نیستند؛ هشدارند. نام رضاخان، در حافظه ژئوپلیتیکی ایران، یادآور دورهای است که خاک، حاکمیت و عمق راهبردی کشور، نه در جنگ، بلکه با امضا واگذار شد.
پشتپرده ابتذال پهلوی
هر بار که نوستالژیسازانِ دوران پهلوی از «سینمای آزاد» و «هنرِ پیشرفته» آن روزگار سخن میگویند، یک سؤال ساده همه این بزککاریها را فرو میریزد: جایگاه زن در آن سینما کجا بود؟


























