.
ملل پرس ـ سهیلا عباسپور : ایران امروز با پدیدهای روبروست که شاید در نگاه اول شبیه یک شعار رسانهای باشد، اما جدیت و وسعت آن شگفتآور است: «جنگ نرم». وقتی دشمن دیگر با توپ و تانک و موشک وارد نمیشود، بلکه با رسانه، شایعه، شبکههای اجتماعی و عملیات روانی به میدان میآید، باید با همان جدیت پاسخ داد. وزیر اطلاعات ایران در سال ۸۹ گفت: «ما جنگ فیزیکی با دشمن نداریم، اما درگیر یک جنگ سنگین اطلاعاتی هستیم.» جملهای ساده، اما گویای این حقیقت است که بدون شلیک یک گلوله، کشور در وضعیت جنگی کامل قرار دارد.
جمهوری اسلامی این تهاجم را نه یک اقدام پراکنده، بلکه یک کارزار راهبردی و هدفمند میداند. هدف، همانطور که مقامات ایرانی میگویند، تضعیف پایههای اعتقادی و ارزشی جامعه و وادار کردن نظام به فروپاشی از درون است. هر شایعه، هر پست اینترنتی و هر شبکه تلویزیونی، بخشی از این جنگ نرم است. این رویکرد تازه نیست. ایران از انقلاب ۵۷ تاکنون تجربهای طولانی در مقابله با مداخلات خارجی دارد: ازحمایتهای پنهانی غرب برای شاه، تا تلاشهای پس از انقلاب برای تغییر روایت تاریخی، و حتی مداخلات اطلاعاتی پس از انتخابات ۸۸٫
ایران جنگ نرم را با قدرت نرم انقلاب ۵۷پیوند میزند؛ همان قدرتی که بدون گلوله، ملت را برانگیخت و نظم موجود را تغییر داد. حالا دشمن تلاش میکند همان مسیر را به ضد خود تبدیل کند: با نفوذ در باورها، ارزشها و هویت ملی، امید دارد که مردم از نظام فاصله بگیرند و ستونهای جامعه فرو بریزد.
سازمان تبلیغات اسلامی، جنگ نرم را چنین تعریف میکند: «هرگونه اقدام روانی و رسانهای که جامعه را هدف قرار دهد و طرف مقابل را بدون درگیری نظامی وادار به پذیرش شکست کند.» ابزارهای اصلی شامل خرابکاری، جنگ اینترنتی، شبکههای رادیو و تلویزیونی و شایعهپراکنی هستند. هدف نهایی: تضعیف فکر و اندیشه جامعه و نابودی نظم اجتماعی و سیاسی.
به گفته ، سردار علیمحمد نائینی سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جنگ نرم هدفش فروپاشی نظام از درون است؛ فروپاشی که از طریق حمله به ارزشها، باورها و هویت نظام صورت میگیرد. هر نظامی که بر اساس باورها و ارزشها شکل گرفته، اگر این بنیادها تضعیف شوند، پایههای آن نظام نیز فرو میریزد. این راهبرد، شبیه جودو عمل میکند: با ایجاد تردید و هدفگیری لایههای فکری، ذهنی و معنوی جامعه، اعتماد عمومی را تضعیف و بیثباتی ایجاد میکند.
برای توضیح بهتر این جنگ نرم، ایران از استعارهای به نام «ناتو فرهنگی» استفاده میکند: شبکهای هماهنگ از کشورهای غربی، که هدفش نفوذ در ذهنها و باورهای ملتهاست. برخلاف ناتو نظامی که محدود به مرزهای جغرافیایی است، ناتو فرهنگی با اندیشه و فرهنگ ملتها سر و کار دارد. عملکرد آن بلندمدت، کمهزینه و مؤثر است، در حالی که حمله نظامی کوتاهمدت، پرهزینه و پرزحمت است. هدف نهایی، حاشیهبردن فرهنگ ملی و مذهبی کشورها و اعمال نفوذ بر خواستها و باورهای مردم است.
ایران این ناتو فرهنگی را خط مقدم دشمن میداند و معتقد است هدف آن نفوذ در عرصههای فرهنگی، هنری و رسانهای و ارائه تصویری منفی از ایران است. ابزارهای این جنگ نرم شامل: تحریمها، عملیات روانی، رسانهها، حمایت از جامعه مدنی و سازمانهای غیردولتی، و استفاده از شبکههای ماهوارهای فارسیزبان برای تشویق به نافرمانی مدنی و تضعیف انسجام اجتماعی است.
از نگاه ایرانیان، اهداف اصلی جنگ نرم غرب شامل: القای نگرانی درباره صلحآمیز بودن فناوری هستهای ایران، ارائه تحلیلهای جانبدارانه از وضعیت داخلی، تضعیف اجرای سیاستها، بزرگنمایی اختلافات داخلی و برجسته کردن نارضایتی مردم درباره حقوق بشر و حقوق زنان است. این اقدامات، ترکیبی از فشار اقتصادی، رسانهای و فرهنگی را تشکیل میدهند که هدفش تضعیف حمایت مردم از نظام است.
در این جنگ، خسارتها ملموس نیستند؛ این ذهنها، باورها واحساسات هستند که آسیب میبینند. هر چند آسیبها نامرئیاند، اما اثرشان ماندگار و گاهی برگشتناپذیر است. به همین دلیل، ایران جنگ نرم را جدی میگیرد و بهعنوان یک تهدید راهبردی تلقی میکند؛ تهدیدی که نه با تانک، که با ذهنها و روایتها وارد کشور شده است.
در نهایت، اینکه ایران بتواند در این نبرد نامرئی مقاومت کند یا نه، بستگی به توان داخلی، انسجام اجتماعی و درک مردم از ارزشها و باورهای خود دارد. جنگ نرم، بدون گلوله و بدون خاکریز، اما به همان اندازه واقعی و سرنوشتساز است. و این شاید بزرگترین آزمون ایران در عصر اطلاعات و رسانه باشد؛ عصری که در آن، کنترل ذهنها از هر بمبی خطرناکتر است
- نویسنده : سهیلا عباسپور
- منبع خبر : احرار


















































