معضل سگ‌های بلاصاحب و غفلت شهرداری!
معضل سگ‌های بلاصاحب و غفلت شهرداری!
ملل پرس :صریر: سگ‌های بلاصاحب از یک چالش شهری فراتر رفته و به نمادی از بی‌نظمی و ناکارآمدی در مدیریت شهری تبدیل شده‌اند. وقتی حادثه‌ای تلخ رخ می‌دهد و صدای گریه‌ی مادری داغ‌دیده در خیابان‌ها می‌پیچد، دیگر نمی‌توان صرفاً از «حادثه» سخن گفت؛ بلکه ضروری است این پرسش جدی مطرح شود که آیا با قصور در مسئولیت‌های تعریف‌شده روبرو هستیم یا خیر.

به گزارش ملل پرس ، عسل مجتهد زاده (وکیل داد گستری) :سگ‌های بلاصاحب از یک چالش شهری فراتر رفته و به نمادی از بی‌نظمی و ناکارآمدی در مدیریت شهری تبدیل شده‌اند. وقتی حادثه‌ای تلخ رخ می‌دهد و صدای گریه‌ی مادری داغ‌دیده در خیابان‌ها می‌پیچد، دیگر نمی‌توان صرفاً از «حادثه» سخن گفت؛ بلکه ضروری است این پرسش جدی مطرح شود که آیا با قصور در مسئولیت‌های تعریف‌شده روبرو هستیم یا خیر. رویدادهایی از این دست، نتیجه‌ی مستقیم بی‌تفاوتی و غیبتِ مسئولیت قلمداد می‌شوند و در این میان، قانونِ نوشته‌شده بر کاغذ، گاه تنها به مرثیه‌ای بی‌اثر برای تسکینِ موقت افکار عمومی بدل می‌شود.

باید صریح پرسید: چرا بند ۱۵ ماده ۵۵ قانون شهرداری، که وظیفه‌ی جمع‌آوری حیوانات و حفظ سلامت شهروندان را به عنوان یک تکلیفِ قطعی تعریف کرده است، در عمل چنان کم‌اثر شده که گویی تنها عبارتی در بایگانی‌های شهرداری است؟ به نظر می‌رسد مدیریت شهری نباید با تفسیرهای سلیقه‌ای و ملاحظات مصلحت‌اندیشانه از اجرای قانون درنگ کند. شهرداری، وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی، هر سه در زنجیره‌ی مسئولیت، اجزایی هستند که به دلیل ناهماهنگی و ضعف در اجرا، به بن‌بست خورده‌اند. وانهادن این مسئولیت با استناد به «مسئولیت شهروندان» یا «رهاسازی غیرمسئولانه»، صرفاً راهی برای فرار از زیر بار وظیفه‌ی اصلی به نظر می‌رسد.

زمان آن رسیده که از شعارهای تهی عبور کنیم. راهکار، نه اقدام‌های بی‌ضابطه‌ای است که صرفاً خشم فعالان را برمی‌انگیزد و نه بی‌تفاوتی مرگباری که امنیت خیابان‌ها را به گروگان می‌گیرد. آنچه شهروندان از شهرداری مطالبه می‌کنند، یک سامانه‌ی شفاف و مقتدر است؛ سیستمی که در عمل، با دقت علمی و نظارت قانونی، از شناسایی تا عقیم‌سازی و کنترل حیواناتِ پرخطر را مدیریت کند. به وعده‌های تازه نیازی نیست؛ آنچه ضرورت دارد، ساختار مشخص و پاسخ‌گوست.

شهرداری باید بداند که درنگ در اجرای قانون، تنها یک معضل بهداشتی نیست، بلکه می‌تواند اعتماد عمومی را نیز فرسایش دهد. خسارت‌های معنوی و مادی ناشی از چنین حوادثی، هرگز با گزارش‌های اداری و پوشش‌های حقوقی جبران نخواهد شد. وقتی قانون به جای آنکه سپر دفاع از جان شهروند باشد، به ابزاری برای توجیه بی‌عملی تبدیل شود، این پرسش در افکار عمومی شکل می‌گیرد که آیا مدیریت شهری توان و اعتبار لازم را برای حفظ امنیت شهروندان دارد؟

بسیار تأمل‌برانگیز است که بودجه‌های کلان شهری وجود دارد، اما برای «امنیت جانی کودکان» و «مدیریت علمی حیوانات» ردیف اعتباری مشخصی دیده نمی‌شود. شهرداری نباید اجازه دهد سکوتِ سازمانی مدیران، در برج‌های بلند اداری، صدای فریاد مادران را خفه کند. مدیریت واقعی، نه در برگزاری جلسات نمایشی، بلکه در پیشگیری از تکرار فاجعه‌هایی است که خانواده‌ها را داغدار می‌کند.

عدالت میان «حق حیوان» و «حق انسان» نباید قربانی ناتوانی مدیریت شود. آنچه از شهرداری انتظار می‌رود، «مدیریت مسئولانه» است، نه واکنش‌های مقطعی و پس از حادثه. قانون برای نظم است و نظم، بدون امنیت جانی شهروندان، تنها واژه‌ای است روی کاغذ. اگر شهرداری نتواند امنیت خیابان‌ها را تضمین کند، این پرسش جدی پیش روی افکار عمومی قرار می‌گیرد که جایگاه مدیریتِ این شهر کجاست.

  • نویسنده : سعیدایریلوزادیان
  • منبع خبر : ملل پرس