زنگزور و آرارات؛ تاریخ هشدار میدهد، ایران نباید دوباره زمین بدهد
واگذاری آرارات، یکی از سیاهترین لحظههای تاریخ معاصر ایران است؛ لحظهای که بدون شلیک حتی یک گلوله، بخشی از قدرت جغرافیایی کشور دودستی تقدیم شد. آرارات، نه صرفاً یک ارتفاع مرزی، بلکه گره راهبردی اتصال ایران به قفقاز و آناتولی بود. دولت رضاخان، در اسارت توهم «ثبات از مسیر عقبنشینی»، این نقطه حیاتی را قربانی سیاست رضایتسازی برای همسایگان و حامیان خارجی کرد.
پهلوی بدون روتوش!
رسانههای غربی به جای بازتاب حقیقت تاریخ، در تلاشند تا تصویر ایدهآلی از رژیمی غیرمردمی، دستنشانده و فاسد ارائه دهند که در خدمت منافع استکباری غرب قرار داشت.
دروازههای قفل شده تمدن!
برخلاف تصویری که در برخی روایتها از فرآیند «توسعه و تمدن» در دوره پهلوی ارائه میشود، دادههای آماری و اسناد رسمی همان مقطع، روایتی متفاوت از حقایق آن دوران دارند.
نفرت ابدی آذربایجان از پهلوی
نفرت مردم آذربایجان به ویژه تبریزیها نسبت به رژیم پهلوی نه محصول یک رویداد منفرد، بلکه حاصل تلاقی حذف هویتی، اقتدار سیاسی، امنیتیسازی و تمرکزگرایی ساختاری بود.
خیانت؛ میراث فراریهاست
خیانت، پدیدهای مقطعی و وابسته به یک نام و یک نسل نیست؛ یک خط ممتد تاریخی است که هر جا پای «بیگانه» وسط آمده، مهر امضایش پای آن خورده است.
سفیدنمایی از دوران سیاه پهلوی
علی رضا قلی در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی می نویسد: آغاز سلطنت پهلوی به چند اعتبار نقطه عطفی در تاریخ ایران است. از جهت سیاسی نهایت ذلت ایران را می رساند که برای اولین بار در برخورد با جامعه صنعتی غرب به چنان ضعفی دچار شده که شاهش را نیز بیگانه تحمیل می کند دیگر اینکه از نظر فرهنگی ایران شکل برنامه ریزی شده ای را برای قبول تجدد به جای «تمدن می پذیرد. سوم اینکه از نظر اقتصادی با برنامه ای مشخص جزو اقمار کشورهای صنعتی و تهیه کننده مواد خام و مصرف کننده کالای صنعتی در می آید که در نتیجه می بایستی الگوی مصرف ایران و ذائقه ایرانی تغییر کند.
طبل توخالی به نام پهلویها
در تاریخ ایران پادشاهان و حکمرانان زیادی فرمانروایی کرده و آثار مثبت و منفی زیادی را در هر زمینهای از خود به یادگار گذاشته و از بین رفته اند ولی نام یک سلسله ناقص و بی اثر در این تاریخ بیش از آن که مثبت باشد، بسیارمنفی است.
پهلوی و بمب خانگی
در سالهایی که هنوز هم از آنها با عناوینی پرطمطراق چون «دوران طلایی توسعه» و «رفاه پیش از انقلاب» یاد میشود، زندگی روزمره بخش قابل توجهی از مردم ایران، به انتظار برای رسیدن یک کپسول گاز گره خورده بود؛ انتظاری فرساینده، پرخطر و تحقیرآمیز که کمتر نشانی از رفاه در آن دیده میشد.
اعتراف شاه به شکست اصلاحات
نه سال پس از اجرای طرحی که محمدرضا پهلوی آن را «انقلاب سفید» و نقطه آغاز نوسازی ایران معرفی میکرد، خودِ شاه در اظهاراتی کمسابقه، پرده از واقعیتی برداشت که سالها پشت ویترین تبلیغات غربگرایانه پنهان مانده بود.






















